باران - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
ببينمت!!گونه هايت خيس اســـت؟!باز با اين رفيق نابابتنامش چه بود ؟هان !باران …باز با باران قدم زدی ؟! هزار بار گفتم:باران رفيق خوبي نيست براي تنهايي هاهمدم خوبي نيست براي درد هافقط دلتنگي هايت را
دلتنگم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
پس از سال ها،هنوز خود را دلتنگ آن چشم های بارانی می یابم،هر دقیقه از هر ساعت،هر روز در هر هفته، هر هفته در هر ماه و هر ماه در هر سال ...
خسته ام ... - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
خسته امتکیه زده ام بر دیواری از سکوت؛گاه گاهی هق هق تنهایی هایم سکوتم را میخراشدو نقشی از یادگاری میزندیادگاری هایی که کسی سواد خواندنش را نداردهیچ کس جز خـــــدا !
عاشق نباشی ... - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
عاشق نباشی حس باران را نمی فهمیفرق قفس با یک خیابان را نمی فهمیعاشق نباشی می روی در جاده ها، امامعنای فصل برگ ریزان را نمی فهمیعاشق نباشی، زندگی بی رنگ و بی معناستدرد درون چشم انسان را نمی فهمیدر شعره
سکوت کن ...! - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ !..ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮﯾﯽ, ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ!ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺳﺨﻨﺎﻥِ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍﺳﺒﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ … ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ...!ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
عاقبت پاییز شد ... - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شدتیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شدمهر با بی مهری و نامهربانی میرسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد
پاییز - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
پاییزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابان های شهر راهمیشه همراهی می کندلعنتی، هی می بارد و می بارد…و هر سالعاشق تر از گذشته هایشگونه های سرخ درختان شهر رامی بوسد ولرزه می اندازد به اندام درختانو چق
آرزوی خوب - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
زندگی زیباتر میشود به شرطی که به اندازه تمام برگ های پاییزبرای یکدیگر آرزوی خوب داشته باشیم...
پاییز دوست داشتنی من - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
ﺭﺍﺿﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ، ﭘﺎﯾﯿﺰِ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﻦ ..ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﻢ ﺑﺮﮔﻬــــﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻭ ﻗﺮﻣﺰﺕﺭﺍﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺩﺭ هوایتﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﯼﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺑﺮﮒﻣﻦ ﺑﻮﯼ ﺧــــــــــﺪﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﺯ ﺗـــﻮ
یلدا مبارک - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:52
بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر...باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان...قراری طولانی به بلندای یک شب...شب عشق بازی برگ و برف...پاییز چمدان به دست ایستاده!عزم رفتن دارد...آسمان بغض کرده و میبارد .
عشقــــــــ ... - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
کبریتهای سوخته هم روزی درختهای شادابی بوده اند مثل ما که روزگاری می خندیدیم قبل از اینکه عشق روشنمان کند ...
کوچـــــــــــــ ... - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
کاش میشد در غروب آفتاببی صدا با سایه ها کوچید و رفت ...
نفرتــــــــ ... - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
فهمیدهام که نفرت هم مثل دیگر احساساتمثل عشق، قیمت داردتنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد ...
باید راهی یافتــــــ ... - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن، نه فقط زندگی را گُذَراندَن ... باید راهی یافت، برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن.. اینطور که نمیشود، نمیشود که زندگی را ف
با خودتـــــ مهربانــــــــ باشــــــــ ... - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
گاهی دست خودت را بگیر و به خرید برو!برای آخر هفته ات برنامه ی سینما و تئاتر بچین! خودت را به نوشیدن یک قهوه در کافه ای که دوست داری دعوت کن!چشمانت را ببند و برای خودت یک موزیک آرام بگذار! بیخیال ماشی
زندگی زیباست - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
در حسرت گذشته ماندن، چیزی جز از دست دادن امروز نیست تو فقط یكبار هجده ساله خواهی بود یكبار سی ساله یكبار چهل ساله و یكبار هفتاد ساله در هر سنی كه هستی، روزهایی بی نظیر را تجربه می كنی چرا كه مثل رو
تو مهمی! - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
یک ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺘﺖ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩِ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺍﺗﻮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻏﺒﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﻤﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁ
به آدمها بگویید ... - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
بی بهانه بگویید دوستت دارم!بگویید در این دنیای شلوغسنجاقشان کرده اید به دلتانبگویید گاهی فرصت با هم بودنمانکوتاه تر از عمر شکوفه هاستشما بگویید ...حتی اگر نشنوند ...!
زندگی را باید ساخت! - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 14:36
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮔﻔﺖ ؛ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪﺑﺨﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﻧﻔﺘﯽ ﺳﺎﺧﺖﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺷﺖﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻧﻔﺘﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ !ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺑﻨﺪ ﺑﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺮﺯﻩ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺯﺩ ...ﺳﺮ ﺯﺩ